. فرهنگ ایثار و شهادت از نگاه استاد شهید مطهری

2-4-3-1. شهادت، نوعی هجرت به سوی خدا

شهید مطهری، شهادت را نوعی هجرت به سوی خدا می داند. ایشان در این زمینه معتقدند :

هر کسی که کاملاً آماده است قلبش را هدیه کند، حاضر است با من هم آواز باشد و مانند من که هدیه ام خون قلبم است در این راه چنین هدیه ای برای خدای خودش بفرستد، چنین آمادگی دارد، آماده یک مهاجرت باشد و آماده یک کوچ و رحلت باشد که من صبح زود کوچ خواهم کرد (شهرویی، 1385: 290).

شهید مطهری، جهاد را به عنوان مقدمه شهادت مورد تمجید قرار داده و افراد را در آثار خود به جهاد در راه خدا دعوت می کند. و در این زمینه به خطبه 27 نهج البلاغه اشاره می کند : آن که از جهاد به دلیل بی میلی و بی رغبتی روی بگرداند، خداوند جامه ذلت بر تن او می پوشاند و او را لگد کوب حقارت می گرداند و حجاب ها و پرده ها روی بصیرت او قرار می دهد و بینش را را از او سلب می کند و به سختی ها و شدائد گرفتار می گردد و از رعایت انصاف درباره اش محروم می شود (مطهری، 1378: 73).

2-4-3-2. مفهوم شناسی شهادت

از منظر شهید مطهری مرگی که شهادت است با سایر انواع مرگ متفاوت است. وی برای مرگ انواع مختلفی متصور است که عبارت است از مرگ طبیعی، مرگی که پای یک جنایت در میان است، و مرگی که شهادت است. مرگی شهادت است که انسان با توجه به خطرات احتمالی یا ظنی یا یقینی فقط به خاطر هدفی مقدس و انسانی و به تعبیر قرآن فی سبیل الله از آن استقبال می کند.

شهادت دو رکن دارد : یکی این که در راه خدا و فی سبیل الله باشد و هدف، مقدس باشد و انسان بخواهد جان خود را فدای هدف نماید. دیگر این که آگاهانه صورت گرفته باشد. معمولاً در مورد شهادت، جنایت هم هست یعنی عملی که از جهت انتسابش به مقتول، شهادت است و از جهت انتسابش به قاتل، جنایت و پلیدی است. شهادت به حکم این که عملی آگاهانه و اختیاری است و در راه هدفی مقدس و از هر گونه انگیزه خود گرایانه، منزه و مبراست تحسین انگیز و افتخار آمیز است و عملی قهرمانانه تلقی می شود. میان انواع مرگ و میرها تنها این نوع از مرگ است که از حیات و زندگی برتر و مقدس تر و عظیم تر و فخیم تر است (مطهری، 1378: 72 ـ 70).

2-4-3-3. جنبه های اجتماعی ایثار و شهادت

شهید مطهری صرفاً به جنبه های فردی ایثار و شهادت توجه نمی کند، بلکه ایشان به عنوان یکی از تولید کنندگان گفتمان فرهنگ ایثار و شهادت می کوشد تا جنبه های اجتماعی ایثار و شهادت و ارتباط ایثارگر، شهید و جامعه را نیز بررسی کند. در واقع ایثار و شهادت از نظر اجتماعی یعنی از آن نظر که به جامعه تعلق دارد، پدیده ای است که در زمینه ای خاص و به دنبال رویدادهایی رخ می دهد و به دنبال خود رویدادهایی می آورد نیز باید سنجید.

عکس العملی که جامعه در مورد ایثارگران و شهیدان نشان می دهد به خود ایثارگر و شهید تعلق ندارد. یعنی صرفاً ناظر به این جهت نیست که برای شخص شهید یا ایثارگر موفقیت یا شکستی رخ داده است. عکس العمل جامعه مربوط است به این که مردم جامعه نسبت به وجهه شهید و ایثارگر، چه موضع گیری داشته باشند و نسبت به جبهه های مخالف ایثار و شهادت چه موضع گیری داشته باشند؟ رابطه شهید با جامعه اش دو رابطه است : یکی رابطه اش با مردمی که اگر زنده و باقی بود از وجودش بهره مند می شدند و فعلاً از فیض وجودش محروم مانده اند. و دیگر رابطه اش با کسانی که زمینه فساد و تباهی را فراهم کرده اند و شهید به مبارزه با آنها برخاسته و در دست آنها شهید شده است. بدیهی است که از نظر پیروان شهید که از فیض بهره مندی از حیات او بی بهره مانده اند، شهادت شهید تأثرآور است. آن که بر شهادت شهید اظهار تأثر می کند در حقیقت به نوعی بر خود می گرید و ناله می کند. اما از نظر زمینه ای که ایثار و شهادت در آن زمینه صورت می گیرد، ایثار و شهادت یک امر مطلوب است (مطهری، 1378: 98).

2-4-3-4. مقام شهید

شهید مطهری بالاترین درجات و مراتب انسانی را برای شهید در نظر می گیرد، به طوری که قداست شهید را که می توان از احکام مختلف فقهی مانند لباس یا عدم غسل و کفن او فهمید و به همین عالی ترین درجه شهید نسبت داد. از نظر اسلام هر کس به مقام درجه شهادت نائل آید که اسلام با معیارهای خاص خودش او را شهید بشناسد، یعنی واقعاً در راه هدف های عالی اسلامی به انگیزه برقراری ارزش های واقعی بشری کشته شود، به یکی از عالی ترین درجات و مراتبی که یک انسان ممکن است در سیر صعودی خود نائل شود، نائل می گردد. از نوع تعبیر و برداشت قرآن درباره شهدا و از تعبیراتی که از احادیث و روایات اسلامی در این زمینه وارد شده است، می توان منطق اسلام را شناخت و علت قرابت یافتن این کلمه را در عرف مسلمانان دریافت (مطهری، 1378: 63).

2-4-3-5. منطق شهید

شهید منطق ویژه ای دارد. منطق شهید را با منطق افراد معمولی نمی شود سنجید. شهید را نمی شود در منطق افراد معمولی گنجاند؛ منطق او بالاتر است، منطقی است آمیخته با منطق عشق از یک طرف و منطق اصلاح و مصلح از طرف دیگر. یعنی دو منطق را اگر با یکدیگر ترکیب کنید، منطق یک مصلح دلسوخته برای اجتماع خودش و منطق یک عارف عاشق لقای پروردگار خودش و به تعبیر دیگر اگر شور یک عارف عاشق پروردگار را با منطق یک نفر مصلح با همدیگر ترکیب کنید، از آنها منطق شهید در می آید. منطق شهید منطق سوختن و روشن کردن است. منطق حل شدن و جذب شدن در جامعه برای احیای جامعه است. منطق دمیدن روح به اندام مرده ارزش های انسانی است. منطق حماسه آفرینی است (شهرویی، 1385: 116).

 

2-4-3-6. تربت شهید

شهید مطهری خاک و تربت شهید را دارای قداست و ارزش می شمارد و این که افراد از خاک تربت شهید بر می دارند را نوعی احترام و به رسمیت شناختن قداست شهادت می شمارند. ایشان می نویسند که پیشوایان ما به ما گفته اند حالا که باید بر خاک سجده کرد، بهتر که آن خاک از خاک شهیدان باشد. اگر بتوانیم از خاک کربلا برای خود تهیه کنیم که بوی شهید می دهد، یعنی تو که خدا را عبادت می کنی سر بر روی هر خاکی بگذاری نماز درست است ولی اگر سر بر روی آن خاکی بگذاری که تماس کوچکی، قرابت کوچکی، همسایگی کوچکی با شهید دارد و بوی شهید می دهد، اجر و ثواب تو صد برابر می شود. امام فرمود : سجده

کرده اید، حجاب های هفتگانه را پاره می کند. یعنی ارزش شهید را درک کن و خاک تربت او به نماز تو ارزش می دهد (مطهری، 1378: 102).

 

 

2-5. کارکردهای فرهنگ ایثار و شهادت

2-5-1. ارزش آفرینی

عالی ترین و مترقی ترین ارزش های فردی و اجتماعی در پرتو ایمان و عمل برای خدا تولید می شود. از آن جایی که در یک جامعه دینی مفاهیمی چون ایثار و شهادت بالاترین ارزش محسوب شده، از این رو ایثارگران و شهیدان در تولید ارزش های متعالی انسانی و الهی در وجود فرد و جامعه نقش بسزائی ایفا می کنند. مادامی که روح ایثار و شهادت در کالبد یک جامعه سریان و جریان دارد، آن جامعه زنده و پویاست و هیچ زمان، فرهنگ غیر الهی و ارزش های غیر انسانی بر آن جامعه سایه نخواهد افکند، و آن جامعه روی ذلت و خواری را نخواهد چشید، زیرا با این دو ارزش، حیات و جاودانگی و عزت ابدی یافته است.

جامعه ای که در آن ترس و زبونی حاکم باشد، میوه ای جز ذلت و خواری نخواهد داشت. ارزش ها فراموش و پایمال می شوند و دنیاپرستی، ظلم، بی عدالتی و وابستگی به اوج خود می رسد. این مشخصه جوامعی است که از مبادی و مبانی دینی و الهی تهی هستند و مرگ را پایان راه و نیستی مطلق می دانند. در مقابل، جامعه ای که بر اساس مبادی و مبانی دینی خویش، بر ترس و زبونی خویش غالب آمده، مرگ را ملاقات با خدا می داند. معامله با خدا را به عنوان یک ارزش حقیقی پذیرفته و حاضر است در راه او از همه دارایی خود بگذرد، ایثار جان و مال نماید و شهادت را مشتاقانه در آغوش بگیرد و لبریز از ارزش های انسانی و الهی گردد (فهیمی، 1387: 558).

2-5-2. حماسه سازی

شاخصه دیگر فرهنگ ایثار و شهادت، تولید حماسه در سطح جامعه است. وقتی حماسه در وجود انسان رسوخ کند، او را به حرکت در می آورد و از حالت سکون به پویایی و شکوفایی می رساند. وابستگی ها و دلبستگی های کاذب و دروغین را محو و اهداف و مطلوب های حقیقی را جایگزین می سازد. چنین حماسه ای، زیباترین صحنه های ایثار و شهادت را می آفریند و به عنوان الگویی تمام نشدنی بر جامعه خویش تأثیر می گذارد، زیرا انسان ها طالب پویایی و حرکتند و هر امری آن ها را تازه تر کند، با جان و دل می پذیرند.

روح حماسه در عالی ترین سطح آن در سیره عملی اهل بیت (ع) و بویژه در سرور و سالار شهیدان مشاهده می شود و این مطلب مورد پذیرش همگان است. در جریان عاشورای حسینی می بینیم با این که تمام قدرت های آن روز، علیه کاروان حسینی (ع) بسیج شدند، با این حال او و یارانش از همه خطرها استقبال نموده، تسلیم نشدند. این حماسه با ایثار جان و قبول شهادت پایان نپذیرفت، بلکه ایشان احساس کردند که خاندان گرامی اش نیز باید به اسارت بروند و آن ها نیز چنین کردند. نه تنها خود او که احدی از اهل بیت او به تأیید و امضای حکومت جایرانه امویان راضی نشدند.

نقطه عطف این قبیل حماسه ها و ایثارگری ها، عرفان و شناخت واقعی است. اگر این شناخت محقق شود، به یک فرهنگ عمومی و همه گیر مبدل خواهد شد و قابلیت انتقال به دیگر جامعه ها را نیز دارا می شود، لکن این حماسه باید برگرفته از شناخت و عرفان حقیقی، از یک مبدأ و مقصد حقیقی باشد.

نتیجه ای که حاصل می شود، این است که ایثار و شهادت در راه خدا توأم با حماسه است، ایثار و شهادت بدون روح حماسه محقق نمی شود و این توأمان در ادامه، حماسه های واقعی و جاودانه ای را نیز می آفریند. اما نه هر اقدام برگرفته از حب نفس و امیال درونی و دنیوی و برای کسب شهرت و جاه و مقام را می توان ایثار و شهادت طلبی نامید و نه آن را واجد روح حماسه دانست. بدون شک، حماسه و عرفان دو وزنه هماهنگ و همتایند و پیوندی که بین این دو ثابت است، ناگسستنی است. بعلاوه آن دو را، یک آن نمی توان از روح ایثار و شهادت منفک دانست (جوادی آملی، 1388 : 70 ـ 69).

2-5-3. کمال بخشی

هر کس اندک آشنایی با فلسفه آفرینش و قدر و منزلت دین و تعالیم آن و سعادتی که برای انسان از اطاعت دستورات دین حاصل می شود، داشته باشد، از آنجایی که موجودی کمال جو و سعادت طلب است، به حکم عقل، سلوک در این مسیر را بر می گزیند و برای رسیدن به کمال حقیقی حاضر است همه سرمایه هایش را به بهترین وجه و عالی ترین صورت که همان ایثار و شهادت است، به مولای خویش اهدا نماید و مردن برایش امر سهل و آسانی می گردد و به پیشوای خود، مولای متقیان علی (ع) اقتدا خواهد کرد که می فرمود: «به خدا قسم انس علی به مرگ (در راه خدا) از انسی که بچه به پستان مادرش دارد، بیشتر است.» (نهج البلاغه، خطبه 5).

کمال بخشی نیز کارکرد دیگر فرهنگ ایثار و شهادت است که به دو صورت متجلی می گردد :

2-5-3-1. کمال فردی: کمال فردی انسان در گرو انتخاب آزادانه و آگاهانه اوست. هر چه این انتخاب در شرایط دشوارتر و بحرانی تر و در موقعیت تنوع سرمایه ها و فرصت های بیشتر شکل بگیرد؛ به عبارتی انسان سرمایه وجودی ذی قدرتری را تقدیم کند و درصد معرفت و شناختش نسبت به عمل و خلوص آن بالاتر باشد، به گوهر باارزش تری از کمال دست خواهد یافت. هر انسانی، در جدال بین مرگ و زندگی و در شرایطی که انتخاب هر دو یکسان باشد، در راه هدفی متعالی و مقدس و برای حفظ و صیانت از عقیده و باورهای دینی خود ایثار و شهادت را برگزیده و مرگ با عزت را هم چون مولای خویش امام حسین (ع)، بر اسارت و بندگی طاغوت ها ترجیح دهد، در این مجال، خدا خود خریدار اجناسی است که از مال و جان و … از سوی بندگان به او تقدیم می شود[1].

2-5-3-2. کمال اجتماعی: روح ایثاروشهادت وقتی در فرد تجلی پیدا کرد و او را به کمال رساند، چنان تأثیری از ناحیه منبع اصیل خود؛ یعنی ذات بی نهایت خداوند می یابد که بر جامعه پیرامون خود نیز تأثیر می گذارد. از آن جایی که روح ایثار و شهادت دو خصوصیت فطری انسان است، همه انسان ها و البته اهل ایمان که به ندای فطرت خویش پاسخ مثبت داده اند، به ایثار ایثارگران و شهادت طلبی آن ها عشق می ورزند و آنها را به عنوان الگوهای برتر جامعه خود پذیرفته اند. ایثار و شهادت امام حسین (ع) چنان موجی از کمال طلبی را در سراسر عالم پراکند که سبب شد غیر مسلمانان نیز از قیام او درس گیرند (فهیمی، 1387: 556 ـ 555). مهاتماگاندی (رهبر فقید هند) گفت: «من زندگی امام حسین(ع)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام. بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد پیروز گردد، باید از سرمشق امام حسین (ع) پیروی کند.» (محدثی، 1385: 279) و این نقطه آغازین تأثیرپذیری از روح ایثار و شهادت است. هر انسانی که دارای چنین روحیه ای باشد، اعم از این که به کمال آن رسیده یا نرسیده باشد، بر جامعه پیرامونی خود تأثیر می گذارد. شهادت در راه خدا که بالاترین نوع ایثار است، کامل ترین تأثیر را در جهت کمال بخشی جامعه دارا است. خون هر شهید در پای درخت جامعه اسلامی می ریزد و آن را روز به روز تنومندتر و استوارتر کرده ، شاخ و برگ آن را به سمت و سوی کمال و سعادت حقیقی جهت می بخشد.

2-5-4. بحران زدایی

بدون شک، پیروی از اهداف عالیه اسلام و برپایی احکام و تعالیم نورانی آن و ترویج باورها و ارزش های معنوی و … با اهداف و اغراض خودخواهانه و منفعت های مادی و دنیوی صاحبان زر و زور و تزویر تضاد پیدا می کند و این تضاد، موجب به مخاطره افتادن خواسته ها و امیال نفسانی این گروه می گردد.

در این میان، دنیاطلبان و سردمداران کفر و الحاد، برای برداشتن موانع و عواملی که سد راه آنها به حساب می آیند از هیچ تلاشی فروگذاری نمی کنند. از منظر ایشان، هدف وسیله را توجیه می کند و برای رسیدن به مقاصدشان با همه امکانات و توانشان و از هر طریقی بحران آفرینی می کنند؛ گاهی با ابزار نظامی نظیر کودتا، تهاجم نظامی، ترور و کشتار و … گاهی با محاصره و تولید بحران های مختلف اقتصادی، گاهی با مقابله سیاسی و ایجاد دست اندازها و اختلاف های سیاسی در داخل و خارج کشور و گاهی نیز با تهاجم فرهنگی و به تعبیر مقام معظم رهبری «شبیخون فرهنگی».

اگر جبهه اسلام در برابر این گونه اقدامات عملی و خوف آفرینی ها که در قالب توطئه ها و فتنه های مختلف صورت می گیرد، تدبیر و برنامه ای علمی و عملی نداشته باشد، مقهور این قدرت های پوشالین می شود؛ چنان که امروزه بسیاری از کشورهای جهان و حتی دول پیشرفته، مقهور قدرت پوشالین استکبار جهانی؛ یعنی آمریکا شده اند. اما از آن جایی که اسلام کامل ترین و جامع ترین دین الهی است و برای کوچک ترین مسائل و به ظاهر کم اهمیت ترین آن ها برنامه نظری و عملی دارد؛ قطع یقین برای مسائل دفاعی و حفظ جان و مال و ناموس و اعتقاد مسلمانان برنامه ها و راهکارهای دقیق عملی دارد. از جمله مترقی ترین راهکارهای عملی اسلام عزیز در مسیر بحران زدایی از جامعه اسلامی، مسأله ایثار و شهادت است که واجد یک مبنای تئوریک بسیار قوی و حساب شده، مبتنی بر عقل و وحی خداوند و کلام معصومان (ع) است.

وقتی جامعه ای واجد روحیه متعالی ایثار و از خود گذشتگی باشد، در برابر هر نوع بحران و چالشی توان ایستادگی و مقابله را دارد :

الف) در وضعیت بحران اقتصادی، جامعه ایمانی و دین مدار، با ایثار مال و ثروت خود و تقسیم آن برای بهره مندی همه اقشار جامعه در برابر بحران آفرینان مقابله کرده و شکست را پذیرا نخواهد شد.

ب) در مواقع ایجاد تفرقه و تهاجم سیاسی، جامعه اسلامی با ازخودگذشتگی و عبور از خواسته ها و منافع سیاسی گروه خود و بر اساس وحدت کلمه اسلامی و وحدت ملی در برابر این بحران نیز مستحکم تر از پیش خواهد ایستاد.

ج) زمانی که دشمن از طریق تهاجم فرهنگی و با استفاده از ادبیاتی نظیر تساهل و تسامح، آزادی و جامعه مدنی (به معنای غربی آن) قصد تخریب بنیادهای فکری و ارزشی جامعه را دارد، جامعه اسلامی برای حفظ ارزش ها و فرهنگ اصیل و غنی خود که بر گرفته از دین اسلام است، از تمام تلاش و عزت و آبروی خود مایه می گذارد و با احیای دستور «امر به معروف و نهی از منکر» جامعه را به یک میدان نظارت عمومی بدل می سازد، تا این تهاجم نیز خنثی گردد.

د) اما در عالی ترین نوع، در برابر تهاجم نظامی دشمن، که به قصد براندازی کامل و دفعی نظام اسلامی صورت می گیرد. جامعه اسلامی بر اساس توصیه و فرمایش خداوند به جهاد فی سبیل الله، بالاترین ایثارگری را از طریق شهادت طلبی و از جان گذشتگی به نمایش می گذارد و دشمن خود را مقهور و ناکام می سازد (فهیمی، 1387: 562 ـ 561).

2-5-5. موج آفرینی و بصیرت بخشی

در طول تاریخ، حوادث و اتفاقات بسیاری و حرکت ها و جریانات متعددی رخ داده است و هر کدام بر اساس نسبتی که با حقیقت و فطرت انسانی داشته، به مردم بصیرت بخشیده و موج آفرینی نموده است. بعضی از این جریان ها پیش از آن که موج و بصیرتی ایجاد کنند، زایل شده اند و برخی نیز اگرچه موج و بصیرتی تولید کرده اند، اما به سرعت رو به افول گذاشته اند.

در این میان، ایثار و شهادت به عنوان دو مقوله کاملاً اسلامی که ریشه در فطرت انسانی دارد، بیشترین سهم در تولید بصیرت و هوشیاری و ایجاد موج و حرکت انقلابی را داشته و دارد. به علاوه دوام و ماندگاری که بر ایثار و شهادت سایه افکنده، عامل دیگری برای دارا بودن شاخصه بصیرت بخشی و موج آفرینی در بین جوامع به حساب می آید. از جمله نمونه هایی که جلوه ایثار و شهادت در آن، بالاترین تأثیر را در همه جوامع بعد از خود گذاشته، حرکت تاریخی و قیام بی نظیر امام حسین (ع) و یاران با وفای اوست. آن چه در نهضت عاشورا از همه حوادث و اتفاقات آن برجسته تر است، روح ایثارگری و شهادت طلبی حاکم بر قافله اباعبدالله الحسین (ع) است. از این رو، تاریخِ بعد از قیام عاشورا به خوبی گواهی می دهد، عمده موج ها و حرکت هایی که به صورت پراکنده با عنوان خون خواهی شهدای کربلا، مخالفت با ظلم و ستم حاکمان، تغییر نظام حکومتی و انقلاب های مردمی شکل گرفته، در حد بسیار زیادی متأثر از میراث ایثار و شهادت شهیدان کربلا بوده است.

تأثیری که ایثار و شهادت بر بصیرت بخشی و حرکت دادن مردم در مسیر رضای خدای متعال و دفاع از ارزش ها و فضیلت های الهی دارد، قابل مقایسه با هیچ اثر دیگر نیست، زیرا آن دو امر تأیید شده از سوی خدا هستند و هر چیزی که نورانیت و حقیقت خود را از تنها مؤثر در عالم هستی گرفته باشد، نه تنها به خاموشی نخواهد گرایید، بلکه برای انسان ها و جوامع، حکم روشنی بخشی و هدایت گری را دارد و چراغ هدایتی خواهد بود تا مردم به مدد آن بصیرت یافته و در مسیر روشنایی و هدایت حرکت کنند (فهیمی، 1387: 566).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   اعتماد در سازمان چه نتایجی را به دنبال دارد؟

2-5-6. عزت طلبی

طبیعت انسان به مقتضای فطرت پاک الهی که در آن نهاده شده، میل شدیدی به گرایش های عالی دارد که سرچشمه همه این فضائل عالی و والا ذات مقدس حضرت حق است. لذا انسان ذاتاً موجودی عزت طلب است. در واقع همه انسان ها به دنبال عزتند هر چند برخی راه درست را پیش گرفته و به عزت الهی می رسند و فریاد “هیهات منّا الذّله” را سر می دهند و بعضی به بیراهه رفته و سر از عزت فرعونی در می آورند که خداوند عزیز در قرآن کریم این عزت های بی پایه و اساس را مورد نکوهش قرار می دهد. عزت شاخصه های مختلفی دارد که عبارتند از عبودیت و تقرب به خدا، حذر کردن از کافرین، نفی هرگونه سلطه کافرین، حذر کردن از دوستی با کافرین، شدت و غلظت نسبت به کافرین. با این همه وجود می توان نتیجه گرفت که شهدا و ایثارگران همواره به عنوان انسان های عزت طلب، در صدد کسب عزت الهی بودند، لذا در راستای تحقق این هدف همواره سعی می کردند تا با کافرین و دشمنان دین خدا وارد جهاد شوند و با پاسداری از دین خدا به این عزت الهی دست یابند (دژگیر، 1391: 29).

2-5-7. انسانی بودن

بین ایثار و شهادت ارتباطی وثیق و تنگاتنگ وجود دارد، عالی ترین مرتبه ایثار انتخاب آگاهانه و آزادانه راه حق و حقیقت و فدا کردن خالصانه جان و قبول شهادت، در مسیر احیاء و حفظ اعتقادات، ارزش ها و اصول دین است. و از سویی نیز ایثار و شهادت در راه خدا محقق نمی شود، مگر این که انسان با شناخت و بصیرت دینی و از خود گذشتگی پاک و خالص خویش، فداکاری در راه دین خدا را بپذیرد.

ایثار و شهادت پیش از آن که به عنوان آموزه های دینی و آسمانی باشند، در فطرت و عقل انسانی ریشه دارند. انسان از آن جایی که بر اساس فطرت پاک انسانی اش تمایل به جاودانگی و بقا دارد، دائماً در تکاپوی دستیابی به سعادت واقعی و شناخت راه های ماندگاری ابدی است و اگر حقیقتاً به راهی که وی را به این سرانجام برساند، شناخت یابد برای رسیدن به آن از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد و هر هزینه ای را می پذیرد، حتی اگر به قیمت اهدای جانش تمام شود.

از طرفی نیز، عقل انسانی با توجه به روح محاسبه گری و کسب منفعت احتمالی و یا دفع ضرر محتمل، عبور از ده ها خواسته و منفعت پایین تر، به دست آوردن منفعت عالی تر را حداقل در امور مادی، تجربی و دنیوی، امری منطقی می داند؛ حتی در این مسیر، ریسک و خطر را به عنوان یک حقیقت پذیرفته است.

اما در امور معنوی و آسمانی، کلید مفقوده برای انسان، ایمان به مبدأ و معاد و شناخت حقیقی فلسفه آفرینش است؛ که اگر حاصل شود، روحیه ایثار و از خودگذشتگی و شهادت طلبی و جاودانگی انسان از درونش بروز و ظهور خواهد کرد و انسانِ گمشده در عالم هستی، به حقیقت واقعی و ابدی خود که همانا استقرار و آرامش در نزد خدای متعال و کسب حیات ابدی و بهره مندی از نعمت های اوست، دست خواهد یافت[2]. از طرفی نیز تجسم عالی ترین روحیه های انسانی نظیر؛ عدالت خواهی، عزت طلبی، کرامت جویی، محبت به خدا و خدمت به خلق، شکرگزاری، عبادت و بندگی خدا و مقابله با ظلم و طواغیت … را می توان در انسان هایی به آشکارا یافت که از طریق ایمان و اعتقاد به مبدأ و معاد، روحیه ایثارگری و جوهره شهادت طلبی را در خویش یافته و وجودشان را برای رسیدن به این حلاوت ابدی خرج و هزینه می کنند (فهیمی، 1387: 553).

2-5-8 . دین محوری

از دیگر کارکردهای فرهنگ ایثار و شهادت، دین محوری است، و آن از یک سو، عبارت از آزاد و رها بودن از همه قیود و تعلقات زمینی و مادی و ترک بندگی و اطاعت طواغیت و از سوی دیگر، عشق و دلبستگی شدید به خالق هستی بخش و به همه آموزه ها و تعالیم الهی و آسمانی است[3].

آن هایی که در پرتو دین مداری و عمل به احکام الهی و در راه صیانت از اعتقاد و ارزش های والای دین، حاضرند از همه چیز خود، از مال و جان و ناموس و از همه دارایی شان، خالصانه بگذرند، هم اینان به امر الهی و در سایه دین محوری، در برابر ظلم و ستم طاغوت ها می ایستند و از حق خود حتی به قدر یک وجب از خاک میهن اسلامی و خون به ناحق ریخته مسلمانی نمی گذرند و جانفشانی و ایثارگری در این راه را نیز فوز عظیم می دانند.

رفتار و گفتار و منش ایثارگران و شهادت طلبان سراسر عبودیت و بندگی خداوند و عمل به دستورات و تعالیم نورانی دین است. آن هایی که ایثارگری را معامله با خدا و شهادت طلبی را پرواز  بربال ملائک و فرصت دیدار معبود خویش می دانند، به راحتی، سخت ترین و دشوارترین شرایط را در راه هدف مقدس و الهی شان می پذیرند و البته جهادگران میدان ایثار و شهادت از تأیید و هدایت خاص الهی نیز برخوردارند[4](فهیمی، 1387: 554).

2-5-9. اخلاص و ماندگاری

یکی دیگر از کارکردهای فرهنگ ایثار و شهادت، اخلاص است. اخلاص در لغت یعنی پاک کردن چیزی از هر چیزی که غیر آن باشد و با آن درآمیخته باشد (مصطفوی، 1371، ج3 :102). اخلاص در بیان اندیشمندان اسلامی عبارت است از پاک و خالص ساختن قصد و نیت از غیر خدا. به عبارت دیگر حقیقت اخلاص آن است که نیت انسان از هرگونه شرک خفی و جلی پاک باشد (فیض کاشانی،1417، ج8 : 128). پس هرکسی که طاعتی را به جا آورد و قصد قربت داشته باشد ولی با آن غرضی دنیوی بیامیزد عملش خالص نمی باشد (مجتبوی،1377، ج3 :530). اخلاص نشانه های مختلفی دارد که عبارتند از یکسان بودن ظاهر و باطن و کردار و گفتار، دوری از گناهان، زهد، ناامیدی از غیر خدا و از چیزی غیر از گناهش نترسیدن (مهدوی کنی، 1375 :420) و از غیر خدا در مورد اعمالش انتظار تعریف نداشتن (کلینی، 1375، ج2 : 16).

بین اخلاص و ماندگاری ارتباطی عمیق و آسمانی هست. اساساً در فرهنگ قرآنی همه چیز فانی و زوال پذیر است، مگر ذات ابدی و ازلی و صاحب جلال و بزرگوار خداوند و البته هر آنچه وجهه الهی داشته و مقبول خداوند باشد نیز باقی و فنا ناپذیر است[5]. از این رو، عملی که توأم با اخلاص و پاکی نیت و لوجه الله باشد، از خصوصیت جاودانگی و ماندگاری برخوردار است. ایثار و شهادت، از آن جا که ریشه در وحی و کلام حقه الهی دارد و از روی آگاهی و بصیرت و اخلاص و در راه رضای خدا تحقق می یابد برای همیشه ماندگار و جاویدان است.

امام خمینی “رضوان الله تعالی علیه” در باره جاودانگی و بقای ایثار و شهادت چنین می گوید: «در آینده ممکن است افرادی آگاهانه و یا از سر ناآگاهی بپرسند که ثمره خون ها و شهادت ها و ایثارها چه شد؟ این ها یقیناً از عوالم غیب و فلسفه شهادت بی خبرند و نمی دانند کسی که فقط برای رضای خدا به جبهه ها رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگی نهاده است، حوادث زمان به جاودانگی و بقا و جایگاه رفیع آن لطمه ای وارد نمی سازد…» (مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، 1375: 92).

نه تنها حقیقت ایثار و شهادت، جاودانه و ماندگار است، بلکه هر انسانی که به این دو افتخار نائل شود، چون با خدا معامله نموده و خداوند شخصاً جنس آن ها را خریدار است، به سود و منفعت ابدی و لایزال خواهند رسید؛ چنان که در باره شهدا وارد شده است که «شهید نظر می کند به وجه الله»؛ یعنی تمام حجاب های حایل بین شهید و خداوند برداشته می شود و کسی که به این مقام برسد، به جاودانگی و ماندگاری ابدی رسیده و همیشه در محضر خداوند متنعم خواهد بود (مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، 1375: 28).

2-5-10. عدالت طلبی

یکی دیگر از کارکردهای فرهنگ ایثار و شهادت، عدالت خواهی است. عدالت به معنای قرار دادن هر امری در جایگاه و موضع خودش است. بدین معنا که عدل در درون فرد و درون جامعه ایجاد اعتدال و تعادل، نظم و سامان می نماید و انسان هارا از افراط و تفریط بر حذر می دارد. مسأله عدالت و تحقق آن در جامعه بشری از ضروریات اولیه حیات اجتماعی است. به علاوه عدالت خواهی شأنی از شؤون فطری انسان است که بدون آن انسانیت معنا نمی یابد و آدمی که دارای عقل سلیم و پیراسته از هوا و هوس نفسانی است با جذبه ای خاص به سوی عدل و داد در حرکت است. عدل و داد نه نتها عامل رشد، توسعه، رفاه و امنیت در جامعه بلکه عامل وحدت و یکپارچگی جامعه نیز هست. عدل و داد در وجود انسان، استقامت و اعتدال می آفریند و در جامعه بشری نیز استقامت، اعتدال، استحقاق، فضیلت و استقلال را به بار می آورد. در نتیجه یکی از خواسته های شهیدان و ایثارگران از دوران صدر اسلام تا کنون رعایت عدالت در جامعه بوده تا از طریق آن در جامعه اعتدال ایجاد شود و به هیچ یک از اقشار جامعه ظلم و ستم نگردد (جمشیدی،1380: 108).

2-5-11. گذشت و فداکاری

گذشت و فداکاری از جمله کارکردهای فرهنگ ایثار و شهادت است. که می تواند ناشی از دین و یا غیر دین باشد. آن چه فداکاری برای دین و غیر دین را از هم جدا می کند، عامل تقوا، اخلاص و توجه به خداست. فداکاری و گذشت در دین ابتدا از یک چیز شروع می شود مثلاً گذشت از ثروت، شهرت و … سپس در مرتبه آخر به گذشت از جان می رسد. زمانی که یک انسان نتواند در مراحل اولیه گذشت یعنی گذشت از لذایذ زندگی، موفق باشد نمی تواند به مراتب بالاتر از گذشت یعنی گذشت از جان برسد. یکی از آثار و پیامدهای گذشت و فداکاری در دین، نجات بشریت از جهل و گمراهی است. نمونه بارز این فداکاری و گذشت، فداکاری امام حسین (ع) در واقعه عاشوراست. ایشان برای نجات دین خداوند از انحراف و به تبع آن نجات بشریت از گمراهی حاضر شدند از جان و مال و فرزندان و خانواده خویش در راه خداوند بگذرند (دژگیر، 1391 : 27).

2-5-12. آزادی خواهی

از جمله معانی لغوی واژه آزادی، رها، خلاص شده، بی قید، مستقل، رهایی از قید و بند می باشد. آزادی همواره رهایی از چیزی است و از اساسی ترین بحث های زندگی سیاسی و اجتماعی است و از دیرگاه مورد توجه انسان بوده است. زیرا آزادی خواسته همه انسان ها بوده است و همه دوست دارند آزاد زندگی کنند و در زندگی خود دست به انتخاب بزنند. شاید کمتر انسانی را می توان یافت که بدون هیچ اجبار و کرامتی تن به قید و بند ناخواسته بسپارد و آزادی فطری خویش را در بند کند.

این از امتیازات آدمی در مقایسه با سایر مخلوقات است. آزادی، همزاد و گوهر آدمی است. او آزاد متولد می شود و باید زندگی کند و راه و رسم حیات خویش را برگزیند. چنان که حضرت علی (ع) می فرمایند : بنده دیگری نباش که خداوند تو را آزاد آفریده است (نهج البلاغه، نامه31). در اندیشه شهید مطهری، آزادی از بزرگ ترین و عالی ترین ارزش های انسانی و مافوق ارزش های مادی است. انسان هایی که بویی از انسانیت برده اند حاضراند با شکم گرسنه و تن برهنه در سخت ترین شرایط زندگی کنند ولی در اسارت دیگران نباشند.

نمونه بارز این انسان ها شهدا و ایثارگران هستند که حاضرند از راحتی زندگی و لذات دنیوی خویش بگذرند و در مقابل یک ملت را به آزادی فطری خود برسانند و کشور اسلامی را از چنگال بیگانگان نجات دهند. نمونه بارز این سلب آزادی در دوران منحوس پهلوی قابل مشاهده بود. آن ها ملت را از انواع مختلف آزادی های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی سلب نمودند و ملت حق هیچ گونه اعتراضی نداشت، لذا اگر روحیه ایثار و شهادت در میان ملت رواج نداشت هیچ انسانی جرأت اعتراض پیدا نمی کرد. وجود چنین روحیه ای سبب شد تا ملت برای کسب آزادی فطری دست به قیام بزند و کشور را از چنگال بیگانگان نجات دهد (دژگیر، 1391: 30 ـ 29).

2-5-13. تقوا و پرهیزکاری

شهید مطهری در معنی واژه تقوا می نویسد که این کلمه از ماده وقی است که به معنای حفظ و صیانت و نگهداری است. که لازمه صیانت از خود، ترک و پرهیز گناهان است. انسان ها به طور فردی و اجتماعی پیوسته به دنبال ارزش ها هستند و تلاش دارند که دررسیدن به آنها از یکدیگر پیشی گیرند و هر یک امتیاز افزون تری را کسب کنند. در اسلام بیش از هر چیز به تقوا توجه شده است و آن میزانی است که بهای ارزش ها به وسیله آن سنجیده می شود، به طوری که هر ارزشی بدون ارتباط با تقوا بی ارزش خواهد بود. از این رو لازمه ایثار و شهادت در راه خداوند داشتن تقوا است، زیرا شهادت نصیب انسان های پاک می گردد و تا زمانی که انسان نتواند خود را از آفات و رذایل درونی پاک گرداند نمی تواند به مرحله ای برسد که در آن حاضر شود به خاطر خداوند جان خویش را فدا نماید.

روح ایثار و شهادت، ضمن تولید تقوا و پرهیزکاری، آن را در جامعه نهادینه می کند و جامعه ای که به لباس تقوا و پرهیزکاری آراسته شود، گَرد ناپاکی و مخالفت با ارزش های الهی و انسانی را از خود می زداید، زیرا لباس تقوا زیبنده ترین لباس برای تعالی بخشی به جامعه و فرد است[6]. علاوه بر این، کرامت حقیقی انسان[7]، راه خروج از بن بست ها[8] و تشخیص حق از باطل[9] در گرو تقوای الهی است (دژگیر، 1391: 28).

2-5-14. مقاومت و سخت کوشی

یکی از کارکردهای دیگر فرهنگ ایثار و شهادت، داشتن روحیه مقاومت و سخت کوشی است. اگر انسان چنین روحیه ای را در خود پرورش دهد می تواند با سخت کوشی و تلاش در مقابل دشمنان بایستد و اجازه تجاوز به حریم مسلمانان را ندهد. تا زمانی که یک انسان روحیه مقاومت و ایستادگی نداشته باشد، نمی تواند وارد میدان جهاد گردد. روحیه مقاومت دارای دو بعد درونی و بیرونی است. تا زمانی که یک انسان نتواند در مقابل بارزترین دشمن درونی یعنی نفس اماره بایستد، نمی تواند در مقابل دشمن بیرونی مقاومت نماید. شهدا و ایثارگران، انسان های مقاوم و سخت کوشی بودند که توانستند در وهله اول در مقابل نفس اماره که عبارتند از شهوات، خودخواهی ها، خودپرستی ها، دنیا طلبی و غرور و حسد بایستند و مقاومت نمایند در نتیجه به تبع آن به قوایی دست یافتند که توانستند با تمام وجود در مقابل دشمنان بیرونی یعنی دشمنان دین اسلام و راه خداوند، مقاومت نمایند (دژگیر، 1391: 30).

2-5-15. زمان شناسی

کارکرد دیگر فرهنگ ایثار و شهادت، زمان شناسی است. زمان شناسی بدین معناست که انسان به موقع بتواند نیاز زمان را بشناسد و در لحظه مناسب اقدامات لازم را انجام دهد. گاهی کاری از سوی انسان انجام می شود ولی چون زمان آن گذشته و یا زمان آن فرا نرسیده آن کار هیچ فایده ندارد و یا حداقل فایده را دارد. لذا انسان ها باید بتوانند با شناخت نیاز زمان، در صحنه عمل حاضر شوند. شاخصه زمان شناسی از این رو به عنوان یکی از کارکردهای فرهنگ ایثار و شهادت مطرح می گردد که اگر انسان متناسب با اقتضای زمان وارد میدان جهاد و ایثار و شهادت نشود جهاد او چندان فایده ای ندارد.

در این میان می توان به واقعه عاشورای حسینی اشاره نمود. قبل از وقوع حادثه عاشورا بسیاری از بزرگان دین نتوانستند نیاز زمان را بشناسند و متناسب با آن عمل کنند. لذا در واقعه عاشورا و حرکت در جهاد، کنار حضرت اباعبدالله الحسین (ع) جا ماندند، اما بعد از وقوع حادثه عاشورا و به شهادت رسیدن امام حسین (ع) و یاران فداکارش، متوجه اشتباه خود شدند و دست به قیام زدند. اگر چه قیام آن ها توانست یزیدیان را به درک واصل کند ولی اگر همین انسان ها در زمانی که امام حسین (ع) ندای هل من ناصر ینصرنی را سر داد وارد میدان جهاد می شدند، هم ارزش شهادت آن ها در نزد خداوند بیشتر می شد و هم نتیجه کار آن ها جاودانه تر می گردید و از همه مهم تر، حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در آن غربت کربلا به تنهایی و مظلومانه به شهادت نمی رسیدند (دژگیر، 1391: 28).

2-5-16. جامعیت

لازمه فهم جامعیت فرهنگ ایثار و شهادت، بررسی ارتباط عمیق و تنگاتنگ موجود بین آن ها با اصول اعتقادی و فضایل اخلاقی است، که به برخی از آن ها اشاره می کنیم :

2-5-16-1. رابطه ایثار و شهادت و ایمان: حاکمیت روح ایثار و شهادت در خانه دل انسان، مستلزم ایمان داشتن به مبدأ و معاد و به عبارتی مبادی و مبانی و اصول دین است. آن ها که نه حقیقتی مطلق و بی نیاز، برای مبدأ عالم و نه غایت و هدف و نهایتی حکیمانه برای عالم قایلند و به عالم غیب و شهادت ایمان نیاورده اند، چگونه می توانند هدفی متعالی در زندگی شان برگزینند، هدفی که آن ها را به سر منزل مقصود و بی نهایت هستی برساند. پس ایثار و شهادت در راه خدا محقق نمی شود، مگر در پرتو ایمان به خدای هستی بخش و هر آن چه پیامبران بر آن مأموریت یافته اند.

2-5-16-2. رابطه ایثار و شهادت و صبر: ایثار و شهادت عالی ترین و دشوارترین مرحله از آزمایش و امتحان الهی است. این مرحله همواره با از خودگذشتگی، از جان گذشتگی، ایثار مال، جاه، آبرو و جان همراه است. در این راه که سختی ها و دشواری های آن وصف ناشدنی است صبری ایوب وار می طلبد. انسانی که از فضیلت صبر خالصانه برای خدا برخوردار نباشد، در برابر امتحان های سخت الهی که بر او وارد می شود، به راحتی روحیه خویش را باخته و میدان را ترک می کند.

2-5-16-3. رابطه ایثار و شهادت و تسلیم و رضا: ویژگی دیگری که ایثار و شهادت در طالب خویش ایجاد می کند تسلیم بودن و رضا به قضای الهی است، زیرا آن ها که ایثار و شهادت را بر می گزینند، بر این امر واقفند که خداوند حکیم و خیر محض است و جز به صلاح بندگان خود عمل نمی کند، از این رو در برابر همه اوامر و نواهی خدا بدون چون و چرا سر تعظیم فرود می آورند و هر چه برایشان مقدر کند، خیر محض می دانند. ایثارگران و شهیدان نیز از سختی ها و مشکلاتی که در راه عقیده شان به آنها می رسد، با جان و دل استقبال می کنند و در این صورت است که به مقام تسلیم و رضا راه می یابند.

علاوه بر این ها ایثار و شهادت با مقولات دیگری نظیر عشق و محبت به خدا، توکل و توسل، بندگی و عبادت، ولایت مداری، تواضع و فروتنی، عزت نفس، شجاعت، سرسختی با دشمنان، مهربانی با دوستان، نشاط دینی، غیرت و حیاء و حق پذیری و … مرتبط است، از این رو از جامعیتی مثال زدنی و غیر قابل توصیف برخوردار است (فهیمی، 1387: 565 ـ 564).

جدول شماره 2- 1. کارکردهای فرهنگ ایثار و شهادت

کارکردهای فرهنگ ایثار و شهادت
1. ارزش آفرینی 2. حماسه سازی
3. کمال بخشی 4. بحران زدایی
5. موج آفرینی و بصیرت بخشی 6. عزت طلبی
7. انسانی بودن 8 . دین محوری
9. اخلاص و ماندگاری 10. عدالت طلبی
11. گذشت و فداکاری 12. آزادی خواهی
13. تقوا و پرهیزکاری 14. مقاومت و سخت کوشی
15. زمان شناسی 16. جامعیت

[1]. «اِنَّ اللّهَ اشتَری مِنَ المُؤمِنینَ اَنفُسَهُم وَ اَموالهُم بأنَّ لَهُمُ الجَنَّه» (توبه: 111).

[2]. «وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللّهِ اَمواتاً بَل اَحیاء عِند رَبِّهِم یُرزَقون» (آل عمران: 165).

[3]. «اَنِ اعبُدُواللّهَ وَاجتَنِبُوا الطّاغوت» (نحل: 36).

[4]. «وَالَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدیَنَّهُم سُبُلنا» (عنکبوت: 69).

[5]. «کُلُّ مَن عَلَیها فان وَ یَبقی وَجه ذوالجَلالِ وَ الاِکرام» (الرحمن: 26).

[6]. «… وَ لِباسُ التَّقوی ذلِکَ خَیر ذلِکَ مِن آیاتِ اللّهِ لَعَلَّهُم یَذَّکَّرون» (اعراف: 26).

[7]. «اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ اللّهِ اَتقیکُم» (حجرات: 13).

[8]. «وَ مَن یَتَّقِ اللّه یَجعَل لَهُ مَخرَجاً» (طلاق: 2).

[9]. «وَ مَن یَتَّقِ اللّه یَجعَل لَهُ فُرقاناً» (انفال: 29).